• سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷
  • Tuesday 18 December 2018
مقالات
مشاوره پایان نامه
نمونه سوالات
اطلاعیه
شناسه خبر: ۴۰۲۴۰۴۷ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۵/۱۲/۷ ساعت: ۰۹:۱۶ گروه: مقالات  

نظام بانكي

نظام بانكي

در حقیقت نظام بانکی نیز «پلاسکو»یی شده و شمار زیادی از بانک‌های تجاری که در خیلی جا‌ها شعبه‌های شیک زده اند، اسکلت هایی بیش نیستند


در ورای پیآمد‌های دردناک انسانی فروریزی «پلاسکو»، و رنج آنهایی که از هستی ساقط شدند، تراژدی «پلاسکو» در فاصله چند ساعت ابعاد تازه‌ای پیدا کرد و به نماد مصیبتی بدل شد که طی سالیان گذشته ستون‌های دستگاه اقتصادی ایران را از درون متلاشی کرد و سرانجام آن را به خاک نشاند. "در حقیقت ظهور و سقوط پلاسکو نمونه‌ای از تمام سیستم‌هایی است که طی سال‌های اخیر در کشور شکل گرفته‌ و مانند بمب‌های ساعتی می‌مانند. به‌عبارت دیگر، ساختار پلاسکویی را در بسیاری موارد دیگر نیز می‌توان مشاهده کرد و یکی از این موارد اقتصاد پلاسکویی است که فرو ریختن آن دیگر منجر به کشته و زخمی شدن چند ده‌ نفر نخواهد شد، بلکه ابعاد و تبعات آن حیات میلیون‌ها نفر را دستخوش تغییر می‌کند."


بنای هفده طبقه «پلاسکو»، که اوایل دهه ۱۳۴۰ خورشیدی گشایش یافت، برای افکار عمومی ایران یاد آور سر آغاز دوران جهش بزرگ اقتصادی کشور بود. طی این دهه تا حدود نیمه سال‌های ۱۳۵۰، ایرانیان، با میانگین رشد سالانه بالای ده در صد و تورم زیر چهار در صد، فرآیندی را تجربه کردند که بعد‌ها در ادبیات اقتصادی «رشد آسیایی» نام گرفت. کره ای‌ها و چینی‌ها و شمار دیگری از کشور‌های منطقه آسیایی اقیانوس آرام این فرایند را تا به آخر پیمودند و از دوزخ واپس ماندگی بیرون آمدند. ایرانی‌ها اما در میانه راه عقبگرد کردند و به جای «آسیایی شدن»، ترجیح دادند «خاورمیانه ای» باقی بمانند. جستجوی تمام نشدنی مسئولان این تراژدی بزرگ دردی را دوا نمی کند. شاید تنها با پذیرش مسئولیت مشترک باشد که نسل‌های تازه ایران زمین خواهند توانست از انحطاط بیرون بیآیند.


در پی فرو ریزی «پلاسکو»، بودند صاحبنظرانی که این ساختمان و سرنوشت تلخ آنرا با کل اقتصاد ایران مقایسه کردند. در این جا به عنوان نمونه به سر مقاله روزنامه «دنیای اقتصاد» اشاره می کنیم که هفتم بهمن ماه گذشته زیر عنوان «اقتصاد پلاسکویی» منتشر شد.


"اگر شباهت‌های بین اقتصاد کشور و ساختار پلاسکو را در کنار هم قرار دهيم به مفهومی به نام «اقتصاد پلاسکویی» خواهیم رسید که در صورت عدم اصلاح ساختار به سرنوشت پلاسکو نیز دچار خواهد شد. اگر آتشی کوچک برافراشته شود به کل اقتصاد آسیب می‌زند. آتشی که می‌تواند از صندوق‌هاي بازنشستگي، بانک‌ها، بیمه‌ها و... آغاز شود. آیا می‌توان از این تعادل پلاسکووار پیش از هر رویداد ناگواری نجات یافت؟"


فرو ریزی ساختمان «پلاسکو»، با دود و آتشی که از آن بر خاست و تلفات سنگینی که از آن بر جای ماند، سر و صدای زیادی را بر انگیخت. تلخی بزرگ قضیه در آنجا است که طی سالیان گذشته، تراژدی هایی گاه با ابعادی صد‌ها و هزاران بار دردناک تر از رویداد «پلاسکو» دامن اقتصاد ایران را گرفت، بی‌آنکه دود و آتش بر خاسته از آن‌ها به چشم بیاید و یا بر سر آنها هیجان زیادی بر پا شود.یکی از مهم ترین نمونه های آن را میتوان در وضعیت موجود بانکها مشاهده کرد.


در حقیقت نظام بانکی نیز «پلاسکو»یی شده و شمار زیادی از بانک‌های تجاری که در خیلی جا‌ها شعبه‌های شیک زده اند، اسکلت هایی بیش نیستند. بخش بزرگی از آنچه به عنوان «دارایی» در دفاتر بانک‌ها به ثبت رسیده، دارایی‌های «مسموم» یا «سوخته» به شمار می آیند که باز پس گرفتن آنها به معجزه نیاز دارد، از «مطالبات معوق» گرفته تا ایجاد بدهی‌های بلاوجه و سلب حیثیت از نظام مالی جمهوری اسلامی تحت عنوان اختلاس و ... . با وجود حجم عظيم نقدينگي كه طي 10سال گذشته 15برابر شده و از 68 هزار ميليارد تومان سال 83 به 990هزار ميليارد تومان در سال 94 رسيده اما با اين وجود، همه واحدهاي اقتصادي از كمبود نقدينگي مي‌نالند و بانك‌ها با وجود چندين برابر شدن منابع در اختيارشان از كمبود اعتبارات و عدم توانايي پاسخگويي به تقاضاي وام شكايت مي‌كنند. سرمايه‌گذاران در بهت اين هستند كه با اين همه رشد نقدينگي چرا نرخ بهره كاهش نمي‌يابد و مردم متعجب از اينكه چرا توليد روزبه‌روز كاهش يافته و بيكاري گسترده‌تر شده است.


سیستم بانکی کشور از آغاز سال ۱۳۶۳ به بعد این فرصت را یافته بود که با حذف ربا (بهره) از کالبد خویش، اجرا و تحقق یکی از عمده‌ترین نهادهای نظام اقتصادی اسلام را در درون خویش تجربه نماید و پایه‌گذار نظام مالی بدون بهره (ربا) در کشور باشد. در این صورت، براساس آن چه از قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره) استنباط می‌شود سیستم مالی مذکور در این قانون با گسترش بازارهای حقیقی کالاها و خدمات و با مهجور نمودن بازارهای پولی، عملاً نظام مالی کشور را از پول محوری به سرمایه محوری سوق می‌داد و بدین ترتیب علاوه بر آن که تولید را فزونی می‌بخشید و اشتغال را با انتخاب تکنولوژی های کار بر اضافه می‌کرد از طریق تحولی که در سیستم پولی و سیاست‌های آن به وجود می‌آورد در حفظ "ارزش پول ملی" موفق بود. سیستمی که در جهان معاصر مورد استقبال جوامع مالی و پولی قرار گرفته و حتی بعد از بحران مالی سال ‌های ۲۰۰۸ به بعد به عنوان یکی از جایگزین ‌های مصون از بحران برای سیستم مالی جهان مطرح شد، هر چند متأسفانه به دلایلی که از جمله آن‌ها خود کم بینی زائد الوصف عمده اقتصاددانان ما می باشد، امکان تبیین تئوریک و فرصت طرح استعداد و قابلیت خود را نیافت.


اکنون که سی و دو سال از تصویب این قانون می‌گذرد جای طرح‌ این سئوال باقی است که طبقات گوناگون مردم و مجامع تخصصی و کارآفرینی و ... در خصوص آن چه ذهنیتی دارند؟ آیا آن را یک نظام بانکی مبتنی بر حق و عدل و منطبق بر ضوابط اسلامی می‌دانند یا آن را به مثابه آفت تولید و خفت تولیدکننده می‌شناسند که همه فعالیت‌های اقتصادی به جز فعالیت در بانکداری و سیستم‌های اعتباری و ... را به رکود کشانده و ریا کاران فرصت طلب را با حربه خدمات بدون ربا، بر اریکه قدرت‌هایی نشانده، که اقتصادی را به بی ‌رمقی و رکود مبتلا، و متظاهرینی را با دریافت مازاد در ازای قرض پول، با توجیه شرعی بودن آن به‌دلیل واقع شدن در سیستم سیاسی منتسب به اسلام، به شادابی و تحرک مجهز کرده است.


امروز از پی حدود ثلث قرن اجرای عملیات بانکی مدعی حذف ربا، این سئوال به‌طور جد مطرح است که آیا آموزه‌های اسلامی به گونه‌ای هستند که ازيك طرف در فعالیت‌ های خرد و عقود بانکی منفرد با ضوابط شرعی بسته می‌شوند، و از طرف ديگر قابلیت آن را دارند که وجود سیستم مالی استثماری معطوف به آن فعالیت‌های خرد و عقود شرعی را در اقتصاد کلان کشور طبیعی تلقی کنند و از آن بگذرند؟ به عبارت دیگر چه‌طور است که سیستم بانکی با پشتیبانی شوراهای فقهی ناظر بر انعقاد عقود منفرد، به شرایطی رسیده است که در آن صداي مراجع تقليدي مانند آيت اله جوادي آملي و آيت اله نوري همداني را درآورده است ولی صاحبان پول بدون هیچ ریسک و مالیاتی به‌طور روزشمار در پرتو عقود اسلامی بر پول خویش می‌افزایند؟در حالیکه مدعی مشارکت در پروژه‌هایی هستند که سال‌ها زمان ساخت آن‌ها به طول می‌انجامد.


دوستداران نجات اقتصاد ایران باید از راه به غلط رفته حاکم کردن نرخ‌های بهره افسانه‌ای حتی بدون مالیات در نظام مالی ما آن هم با تمسک عالمانه نما به قواعد اقتصادهای مبتنی بر بهره برگردند تا تاجران پول از متن این اقتصاد کنار گذاشته شوند و فرصت حضور مولدان و پاک دستان ملت در عرصه تولید زمینه‌سازی شود. این از جمله معدود راه‌های سالم و قابل دفاعی است که می‌تواند بر انگیزه‌ها و علایق عادت کرده به کار نکرده و کسب درآمد باد آورده فائق آید و ملتی را از ننگ فقر و رکود و عقب‌ماندگی اقتصادی برهاند.


 

  facebook
  نظرات بینندگان  
  نظر شما  
لطفا در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.

3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

نام:
ایمیل:
نظر: