• پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷
  • Thursday 20 September 2018
مقالات
مشاوره پایان نامه
نمونه سوالات
اطلاعیه
شناسه خبر: ۶۱۵۰۴۷۵۷ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۷/۰۲/۲۲ ساعت: ۱۰:۵۰ گروه: مقالات  

بیکاری و آمار آن در ایران

بیکاری و آمار آن در ایران

نرخ بیکاری، آنگونه که از سوی مراکز آماری کشور محاسبه و اعلام می‌شود، به شناخت واقعیت‌های بازار کار ایران کمک نمی‌کند. این مراکز عمدتا به متدولوژی سازمان بین المللی کار برای محاسبه نرخ بیکاری توجه می‌کنند، ولی دیگر ملاک‌هایی را که همان سازمان برای ارزیابی بازار کار تعریف کرده، در نظر نمی‌گیرند.


نقل قولی است معروف که به بنیامین دیسراییلی، نخست وزیر بریتانیا در دوران ملکه ویکتوریا، نسبت می‌دهند: «دروغ بر سه نوع است: دروغ معمولی، سوگند غیر واقعی و آمار». این سخن طنز آمیز تنها آمار نادرست و دستکاری شده را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه حتی بعضی از آمار درست را هم زیر پرسش می‌برد که گاه به گونه‌ای انتزاعی و یکجانبه و پاره پاره مورد استفاده قرار می‌گیرند و از آنها، به رغم درست بودنشان، برای مخفی کردن حقیقت و منحرف کردن واقعیت استفاده می‌شود.


نرخ بیکاری، که مرکز آمار ایران مسئول ارزیابی و انتشار آن است، همین گرفتاری را دارد.


شکاف میان نرخ بیکاری اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران، و دریافت مردم از ابعاد پدیده بیکاری در کشور، در اصل از یک سوء تفاهم بزرگ منشا می‌گیرد. در واقع دو طرف (مرکز آمار و افکار عمومی) از یک پدیده سخن نمی‌گویند و به همین علت زبان هم را نمی‌فهمند.


برای یک کشور در حال توسعه مانند ایران که از توانایی‌های بالقوه قابل ملاحظه‌ای برخوردار است، رقم اعلام شده البته نشانه ضعف است، به ویژه اگر با میانگین نرخ بیکاری در جهان (زیر شش درصد) و یا نرخ بیکاری در چین (زیر چهار درصد) و یا حتی پاکستان و عربستان سعودی (حدود شش درصد) مقایسه شود.


بخش بسیار بزرگی از خانوار‌های ایرانی، که یا مستقیما گرفتار بیکاری هستند و یا انبوه بیکاران را پیرامون خود می‌ بینند، نمی‌پذیرند که شمار بیکاران، آنگونه که مرکز آمار می‌گوید، به سه میلیون و دویست هزار نفر محدود می‌شود.


مرکز آمار ایران نرخ بیکاری کشور را بر پایه رهنمود‌های سازمان بین‌المللی کار با سه ملاک عمده تعریف می‌کند. در انطباق با این رهنمود‌ها، بیکار کسی است که:


 


یک) در هفته پیش از آمار گیری حتی یک ساعت هم کار نکرده باشد؛


 


دو) فعالانه در جستجوی کار باشد و با ثبت نام خود در مراکز کاریابی رسمی‌اراده خود را به «کار جویی» آشکار کند؛


 


سه) کاری را که به او پیشنهاد شده و منطبق بر شرایط او تشخیص داده شده، حد اکثر طی مدت پانزده روز بپذیرد.


 


تا این جا مشکلی نیست و می‌ توان پذیرفت که مرکز آمار ایران، بر پایه رهنمود‌های سازمان بین المللی کار که به آن اشاره کردیم، نرخ بیکاری کشور را حدود 12 درصد ارزیابی کرده است. مساله آن است که آنچه از سوی مرکز آمار اعلام کرده، تنها «بیکاران مطلق» را در بر می‌گیرد. و یا بهتر بگوییم، مرکز آمار ایران نرخ اعلام شده خود را تنها با تکیه بر شمار «بیکاران مطلق جوینده کار» محاسبه کرده است.


 


در کشور‌های عضو اتحادیه اروپا نرخ «بیکاری مطلق» را بر پایه همان ملاک‌های سازمان بین المللی کار محاسبه می‌کنند و مثلا آنرا «گروه اول» می‌ نامند، ولی در کنار آن گروه‌های دوم و سوم و غیره را هم می‌اورند تا وضعیت بازار کار آنگونه که هست به نمایش گذاشته شود. در عوض نرخ بیکاری مرکز آمار ایران تنها بر اساس جمعیت متشکل گروه اول (بیکاران مطلق جویای کار) محاسبه می‌شود و چون دیگر گروه‌های بیکار را در نظر نمی‌گیرد، افکار عمومی‌از آن سر در نمی‌آورد.


 


در واقع در محاسبه نرخ بیکاری12 درصدی، که معادل حدود سه میلیون و سیصد هزار بیکار است، مرکز آمار ایران شمار بسیار زیادی از بیکاران را به فراموشی سپرده است، از جمله:


 


الف) صد‌ها هزاران نفری که بعد از سال‌ها جستجوی کار، اصولا نا امید شده و خود را از بازار کار کنار کشیده‌اند، به این معنا که نام آنها در هیج کجا به عنوان جوینده کار به ثبت نرسیده و مرکز آمار هم طبعا، در محاسبه نرخ بیکاری، آنها را در نظر نمی‌گیرد.


 


ب) صد‌ها هزار نفری که مجبورند به مشاغل پاره وقت تن بدهند، چون کار دایمی ‌پیدا نمی‌کنند. این‌ها نیز از آمار «بیکاران مطلق» حذف می‌شوند، چون کافی است کسی تنها یک ساعت در هفته کار کند تا در رده «بیکار مطلق» نباشد. به بیان دیگر در نرخ بیکاری مرکز آمار، شاغلان پاره وقت اجباری جایی ندارند.


 


ج) جمعیت زیادی که سال‌ها وقت خود را در دانشگاه گذرانده و هزینه زیادی را بر سر این کار گذاشته‌اند، ولی بعد از پایان تحصیلات عالی چون در رشته تخصصی خود و رشته‌های مشابه آن شغلی پیدا نکرده‌اند، به ناچار به فعالیت‌هایی روی آورده‌اند که از دیدگاه خود آنها و بستگانشان کار به مفهوم واقعی کلمه به حساب نمی‌آید.


 


د) شمار زیادی از جوانانی که به رغم تمایل خود برای ورود به بازار کار، شغلی پیدا نکرده و به ناچار به مراکز آموزش عالی روی آورده‌اند و در این مراکز نیز، باز به دلیل یاس از بازار کار، تحصیلات خود را گاه حتی تا مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا ادامه می‌دهند، بدون آنکه مطمئن باشند تداوم تحصیل می‌ تواند زمینه دستیابی به شغلی منطبق بر مدارک دانشگاهی را برای آنها فراهم بیآورد. به بیان دیگر ادامه حضور آنها در دانشگاه بیشتر بر «وقت گذرانی» متکی است تا بر یک طرح عقلایی در راستای آماده شدن برای یک حرفه.


منظور از آنچه گفته شد، تاکید بر این نکته است که نرخ بیکاری، آنگونه که از سوی مراکز آماری کشور محاسبه و اعلام می‌شود، به شناخت واقعیت‌های بازار کار ایران کمک نمی‌کند. این مراکز عمدتا به متدولوژی سازمان بین المللی کار برای محاسبه نرخ بیکاری توجه می‌کنند، ولی دیگر ملاک‌هایی را که همان سازمان برای ارزیابی بازار کار تعریف کرده، در نظر نمی‌گیرند.


 


در کتابی زیر عنوان «شاخص‌های کلیدی بازار کار»، که مرتبا تجدید چاپ می‌شود، سازمان جهانی کار از هفده شاخص کلیدی سخن می‌گوید که به بعضی از آنها در بالا اشاره کردیم. شماری از این شاخص‌ها ناظر بر عواملی هستند که در بازار کار حساسیت بیشتری بر می‌ انگیرند، و به ویژه در کشور‌های در حال توسعه‌ای همانند ایران بیش از همه زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد، از جمله بیکاری جوانان، طول مدت بیکاری، بیکاری زنان و نیز بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی.


 

  facebook
  نظرات بینندگان  
  نظر شما  
لطفا در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.

3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

نام:
ایمیل:
نظر: