• جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷
  • Friday 22 June 2018
مقالات
مشاوره پایان نامه
نمونه سوالات
اطلاعیه
شناسه خبر: ۶۳۱۰۲۵۵۲ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۶/۰۸/۱۳ ساعت: ۰۹:۳۳ گروه: مقالات  

بازار ارز و قله های پیشرو

بازار ارز  و قله های پیشرو

پرسش ها بر امکان پیشروی یا عدم پیشروی ارز به سوی قله پنج هزار تومان متمرکز شده است


تب و تاب روز های اخیر در بازار آزاد ارز تهران رویداد تازه ای نیست. از حدود چهل سال پیش به این سو، نوسان های ریال در رابطه با دلار در صدر خبر ساز ترین رویداد های اقتصادی ایران جای داشته و ایرانیان را در زمره «ارز شناس» ترین مردمان جهان قرار داده است.


اروپایی ها و آمریکایی ها نرخ برابری پول ملی خود در برابر دیگر ارز ها را عمدتا در جریان جا به جایی شان به خارج از کشور کشف می کنند. ایرانی ها اما ، دلار را به عنوان ملاک اندازه گیری ارزش واقعی شمار زیادی از کالا ها و نیز ابزار پس انداز پذیرفته اند و عملا آنرا، به صورت موازی با پول ملی، مبنای محاسبه اقتصادی قرار می دهند.حتی در محاسبات و گزارش های بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز دلار حرف اول را میزند. در این شرایط پیگیری لحظه به لحظه نوسان های دلار دستکم از سوی بخش مهمی از جمعیت شهر های بزرگ و متوسط ایران به هیچوجه شگفت آور نیست.


نسل های چهار دهه گذشته «قله» های پی در پی دلار را به چشم دیده اند. روزگاری دلار هزار تومانی برای آنها قله ای دست نیافتنی بود، پیش از آنکه با دلار دو هزار تومانی، سه هزار تومانی و، امروز، چهار هزار تومانی کنار بیآیند. قله اخیر را ایرانی ها در دیماه سال گذشته تجربه کرده بودند، ولی اسکناس سبز آمریکا به دلیل تزریق ارز در بازار از سوی بانک مرکزی، موقتا عقب نشست. این بار اما به نظر میرسد که دلار چهار هزار تومانی به احتمال فراوان در بازار ارز جا خوش کرده و پرسش ها بر امکان پیشروی یا عدم پیشروی آن به سوی قله پنج هزار تومان متمرکز شده است.


حتی اگر دلار چهار هزار تومانی (کمی بالاتر یا کمی پایین تر) را پدیده ای پایان یافته تلقی کنیم، یک پرسش پرهیز ناپذیر این خواهد بود که چرا بازار ارز بار دیگر به تب و تاب افتاده و دلار را تا آن سوی مرز چهار هزار تومان پیش برده است؟


بعضی از پاسخ ها برای توضیح این رویداد عمدتا بر عوامل درونی تاکید کرده اند، از جمله این که کاهش نرخ سود بانکی باعث شده است بخشی از پس انداز کنندگان از بازار پول به بازار ارز بروند، بخصوص از این نظر که بازار سهام وضع چندان درخشانی ندارد و بازار مسکن هم که تکلیفش روشن است. چند عامل مقطعی دیگر هم در توضیح این رویداد مورد تاکید قرار گرفته، از جمله این که در کردستان عراق، با توجه به تنشی که پیش آمده، بانک ها و صرافی ها تلاش میکنند بخشی از نیاز های ارزی خودشان را از بازار ایران تامین کنند و همین امر تقاضای ارز را در کشور بالا برده است.


میدانیم که اصولا ایران دارای اقتصادی به شدت درونگرا است، به این معنی که واحد های تولیدی آن (به جز نفت) رو به بازار داخلی دارند و از توانایی لازم برای صدور کالا به خارج (جز چند بازار محدود منطقه ای) محرومند. ولی از سوی دیگر ایران، اگر تنها از لحاظ صدور مواد خام در نظر گرفته بشود، دارای یک اقتصاد به شدت برونگرا است، زیرا با تکیه بر صدور انبوه تنها یک کالا (نفت) به بازار های جهانی و واردات بخش بزرگی از نیاز های خود، از جمله مواد غذایی، روزگار میگذراند. به بیان دیگر ایران، با این برونگرایی منفعلانه و تک محصولی، وابستگی زیادی به بازرگانی خارجی دارد.


اگر درجه وابستگی یک اقتصاد به بازرگانی خارجی بر پایه نسبت صادرات و واردات به تولید ناخالص داخلی اندازه گیری بشود، وابستگی ایران به بازرگانی خارجی در سطحی بالا تر از ایالات متحده آمریکا است. تاثیر تحریم های اقتصادی خارجی علیه یک اقتصاد نیز باید در رابطه با همین عامل در نظر گرفته بشود. 


در این شرایط هر گونه رویدادی که بتواند فضای بین المللی ایران را دگرگون کند و احتمال تغییراتی ولو محدود را در صدور نفت و واردات کالا به وجود بیآورد، بر متغیر های اقتصادی کشور تاثیر میگذارد و این تاثیر بیش از همه در بازار ارز منعکس میشود. در واقع حدود هشتاد و پنج در صد منابع ارزی سالانه ایران در دست دولت متمرکز است، به این دلیل که عمده این منابع از صدور نفت به دست می آید که به خزانه دولت ریخته میشود. به گزارش «سازمان جهانی تجارت»، ایران در سال گذشته میلادی شصت و شش میلیارد دلار کالا صادر کرده از این مقدار، بر پایه آنچه از آمار بازرگانی خارجی ایران به دست میاید، چهل و دو میلیارد دلار از محل صدور نفت و میعانات گاری حاصل شده که همه آن متعلق به دولت است. از بیست و چهار میلیارد دلار صادرات سالانه غیر نفتی نیز بخش مهمی توسط بنگاه های دولتی انجام میگیرد و ارز آن به خزانه عمومی ریخته میشود.


اگر تحریم بین المللی علیه ایران، حتی به صورت محدود، دوباره بر قرار شود، ایا ایران منابع ارزی لازم برای انجام سیاست های اقتصادی اش را همچنان در اختیار خواهد داشت؟ در رابطه با نرخ ارز،پرسش بالا به این صورت مطرح میشود : در صورت افزایش فشار های بین المللی،آیا بانک مرکزی جمهوری اسلامی از منابع ارزی مورد نیاز برای«بازار سازی» به روش گذشته برخوردار خواهد بود و خواهد توانست جلوی جهش نرخ ارز و پیشروی آنرا به سوی قله های پنج هزار و شش هزار تومان بگیرد؟


این چشم انداز، به دلایل آشکار، نمی تواند بر سرنوشت پول ملی ایران بی تاثیر باشد. در همه مناطق جهان، اعم از توسعه یافته یا در حال توسعه، فضای سیاسی داخلی و خارجی بر شماری از متغیر های اقتصادی تاثیر میگذارد. به تازگی دیدیم که بحران کاتالونیا و دور نمای فروپاشی احتمالی اسپانیا، یورو پول واحد اروپا را در برابر دلار آمریکا تضعیف کرد. در کشوری مانند ایران، با ویژگی های اقتصادی اش، تاثیر سیاست خارجی بر بازار ارز طبعا شدت بیشتری دارد.


چرا بانک مرکزی برای جلوگیری از پیش روی باز هم بیشتر قیمت ارز، هر سال میلیارد ها دلار از ذخایر ارزی خود را به باد میدهد؟ هدف از این کار، از دیدگاه استراتژ های بانک مرکزی، بیش از همه جلوگیری از اوجگیری تورم است. به بیان دیگر رساندن نرخ تورم به محدوده ده در صد به بهای تزریق مبلغ عظیمی دلار به دست آمده و دولت از آن بیم دارد که با دلار ۵۰۰۰ تومانی یا بیشتر، اقتصاد ایران یک بار دیگر در گرد باد تورم بالا گرفتار شود. شماری از اقتصاد دان های ایران از طیف لیبرال با این گونه «بازار سازی» برای ارز به شدت مخالفند و آنرا خطرناک ارزیابی میکنند. از دیدگاه آنها دولت باید اجازه دهد دلار در بازار قیمت واقعی خود را پیدا کند و اگر جلوی انجام این کار گرفته بشود، تک نرخی کردن ارز هیچگاه تحقق نخواهد یافت.پرداختن به این نکته، که بسیار مهم است، به فرصتی دیگر نیاز دارد.


 

  facebook
  نظرات بینندگان  
  نظر شما  
لطفا در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.

3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

نام:
ایمیل:
نظر: